سفارش تبلیغ
صبا ویژن
http://up.p30room.ir/uploads/13696855421.jpg
لغو تحریم ها
نوشته شده توسط ســرباز در ساعت 12:53 عصر

رویتر: تحریم‌ها لغو نخواهد شد کنگره آمریکا حامی اسرائیل است 


اغلب اعضای کنگره آمریکا به شدت حامی اسرائیل هستند و قصد ندارند با کاهش تحریم‌ها فرصتی به ایران بدهند. بنابراین در عمل چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.
خبرگزاری رویتر ضمن انتشار این تحلیل نوشت: بیشتر اعضای کنگره به فریبکاری حسن روحانی بدگمانند. جان مک کین، لیندسی گراهام و کلی آیوت سناتورهای جمهوری‌خواه در بیانیه‌ای اعلام کردند ما باید در زمینه‌ این ابتکار عمل دیپلماتیک کنونی با چشمانی باز پیش برویم و نباید به ایران اجازه بدهیم تا از مذاکرات به عنوان وسیله‌ای برای تاخیر و فریبکاری استفاده کند. بسیاری از قانونگذاران آمریکایی به شدت حامی اسرائیل هستند و می‌گویند ایران در تلاش برای دستیابی به توانایی تسلیحات هسته‌ای است.
«آرون دیوید میلر» مقام ارشد سابق وزارت خارجه آمریکا و عضو مرکز «وودرو ویلسون» در واشنگتن گفت: کنگره قصد ندارد فرصتی به ایران بدهد و تا زمانی که اعضای کنگره شاهد اقدام قابل توجهی از جانب ایرانیان نباشد، چنین کاری نخواهند کرد.
«جان آلترمان» در مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن گفت، ایرانیان برای مذاکره با دولت اوباما باید متقاعد شده باشند که دولت وی می‌تواند آنچه را که می‌خواهد از کنگره بگیرد اما ادرویس نماینده جمهوری‌خواه و رئیس کمیته امور خارجه مجلس نمایندگان آمریکا گفت: ما می‌توانیم از طریق تحریم‌های فلج‌کننده به اعمال فشار بیشتر بر این رژیم ادامه دهیم و توانایی آن را برای پیگیری دستیابی به تسلیحات هسته‌ای هدف قرار دهیم. آمریکا باید با تحریم‌های فلج‌کننده ایران را تحت فشار بگذارد.
سناتور «چارلز شومر» و «روبرت مندنز»، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا نیز با ملحق شدن به قانونگذاران جمهوری‌خواه از اوباما خواستند تا موضعی جدی و سخت در مورد ایران اتخاذ کند.
مندنز که تحت تاثیر سخنرانی روحانی قرار نگرفته بود، گفت: در عین حالی که من از اظهارات رئیس‌جمهوری روحانی مبنی بر این که ایران به دنبال یک روند صلح‌آمیز و دیپلماتیک است،‌ استقبال می‌کنم اما از لحن به شدت خصمانه‌ای که در اظهارات وی بود، ناامید شدم.
در همین حال به گزارش صدای آمریکا تعدادی از اعضای کنگره پس از شنیدن سخنرانی رئیس‌جمهور ایران در مجمع عمومی ضمن صدور بیانیه‌هایی خطاب به اوباما از وی خواستند با چشم باز با ابتکارهای دیپلماتیک روبرو شود.
یادآور می‌شود لابی صهیونیستی ایپک کاملا بر فعالیت‌ مجلس نمایندگان و سنای آمریکا اشراف دارد و به همین دلیل با وجود اختلاف‌نظر دو طیف دموکرات و جمهوری‌خواه در مسائل دیگر، در موضوع فشار و تشدید تحریم‌ها علیه ایران اجماع کامل وجود دارد که طی چند ماه گذشته به واسطه تصویب تحریم‌هایی با اکثریت قاطع آرا نمود پیدا کرده است.

منبع: کیهان



کلمات کلیدی : امریکا
آیا با آمریکا میشود...
نوشته شده توسط ســرباز در ساعت 12:17 صبح

معامله مصالحه با محارب؟!  


آیا با آمریکا می‌شود «مصالحه» کرد و به توافق رسید؟ آیا می‌توان با این رژیم منافع مشترک پیدا کرد و اصطلاحا با او «بست»؟ یکی از چهره‌های سیاسی اخیرا گفته که «مصالحه با دشمن مسالمت‌جو هم رواست» و در پیام خود به همایش (بین‌المللی؟!) صلح و سفیران آن استدلال کرده «سفیران صلح در مقابل محاربان هم باید این آیه قرآن را چراغ راه خویش کنند که؛ و ان جنحوا للسّلم فاجنح لها و توکل علی‌الله. اگر دشمنان به مسالمت تمایل داشتند، تو نیز مایل به صلح باش و بر خدا توکل کن. آیه 61 سوره شریفه انفال». سوال این است که شرع و عقل و تجربه درباره مصالحه با آمریکا چگونه داوری می‌کند؟
فعلا بیایید از جلف بازی طیفی از رسانه‌های سیاسی زرد بر سر سفر پادشاه عمان و جفری فلتمن معاون آمریکایی دبیرکل سازمان ملل به تهران عبور کنیم- فلتمن تابستان سال گذشته نیز در جریان اجلاس سران جنبش عدم تعهد به همراه بان کی مون به تهران آمد اما عقده دل جریان عاشق پیشه گشوده نشد!- چه اینکه چالش میان ما و آمریکا از جنس رودربایستی دو فرد دچار سوءتفاهم و قهر نیست. البته شأن سلطان قابوس اجل از آن است که با معاون سابق وزیر خارجه آمریکا (فلتمن) قیاس شود اما نه پادشاه عمان اولین بار است که به تهران می‌آید و نه سفر معاون آمریکایی آقای بان کی مون (عامل تحریک برخی آشوب‌طلبی‌ها در لبنان) نوبرانه است؛ همان گونه که انتشار اسناد سوخته و بی‌ارزش سازمان سیا پس از 60 سال مبنی بر تایید دخالت در کودتای 28 مرداد 1332 جز لبخند تمسخر بر صورت ناظران ایرانی نمی‌نشاند. چالش ایران و آمریکا عمیق‌تر از آن است که با چند چشم‌بندی رسانه‌ای- دیپلماتیک وصله پینه و رفع و رجوع شود. این شکاف در همین 60 سال آن قدر وصله و پینه شده که دیگر «رفوبردار» نباشد.
طرفداران مصالحه با آمریکا دو طیفند یا به تناسب نوسان روزگار یکی از دو استدلال را پیش می‌کشند. یک طیف یا یک استدلال نگاه کاملا خوش‌گمانانه به آمریکا دارد و معتقد است که اساسا می‌توان با آمریکا دوستی استراتژیک داشت. طیف یا تلقی دوم می‌گوید قبول داریم که با آمریکا نمی‌شود دوستی کرد اما به اعتبار تهدیدهای موجود، باید با این قدرت کنار آمد و تهدیدزدایی کرد تا زمینه گشایش برای کشور فراهم شود. طیف اول اساسا رفتار انتحاری با اعتبار خود و تجارب تاریخ دارند. حتی اگر کسی قائل به جمهوری اسلامی هم نباشد اما میهن‌دوست باشد، ذره‌ای در خباثت و غداری آمریکا شک نمی‌کند. همین روزها که آمریکا و اسرائیل و انگلیس، جنجال استفاده از سلاح شیمیایی توسط دولت سوریه علیه کودکان شهروند خود در حومه دمشق را داغ کرده‌اند، گزارش فارین پالیسی حاکی از این است که دولت آمریکا حد فاصل سال‌های 1983 تا 1988 (1362-67) از کاربرد سلاح‌های شیمیایی علیه مردم ایران توسط رژیم صدام خبر داشت و از آن حمایت می‌کرد.
اما اگر از جریان شیفته بگذریم، موضوع تهدیدزدایی و مصلحت‌اندیشی معطوف به آن، موضوع قابل تامل‌تری است. البته همین جا باید متذکر شد که شیوه رفتاری برخی سیاستمداران مدعی مصلحت‌گرایی در این زمینه نقض غرض و عمیقا تهدید افزاست؛ به این اعتبار که علامت غلط و پالس اشتباه به دشمن می‌فرستد. چه در میدان رزم و چه در میان یک بازی، بدترین حالت این است که حریف دست شما را خوانده باشد یا احساس کند شما پیشاپیش خود را باخته‌اید. این برآورد و دریافت، قطعا حریف را گستاخ‌تر و طلبکارتر می‌کند و هزینه‌های بزرگی را تحمیل می‌نماید. رفتار 10 سال پیش جریان حاکم بر دولت و مجلس اصلاحات - که البته صرفا از سر شیفتگی و رعب نبود و بعضا نشانه‌های نفوذ نیز به چشم می‌آمد- چنان کمرشکن بود که مثلا وقتی تیم مذاکره‌کننده به ریاست دکتر روحانی به طرف غربی می‌گفت ما نمی‌توانیم پروتکل الحاقی ان‌پی‌تی یا توقف نامحدود غنی‌سازی را بپذیریم، دیپلمات آن طرف میز لبخند می‌زد و با اسم و رسم، آدرس مجلس و برخی محافل دولتی را می‌داد که حتی طرح سه فوریتی را نیز در این زمینه تهیه کرده بلکه خطاب به رهبر عالی نظام نامه سرگشاده نوشته بودند که اگر جام زهر تسلیم را باید سر کشید، وقتش همین حالاست! برخی از همان نماینده‌ها اکنون در آمریکا و انگلیس و فرانسه و بلژیک پناهندگی گرفته و با لابی صهیونیستی در آمریکا و سلطنت‌طلبان مراوده کامل دارند.
مهم این است که بفهمیم چالش ما و آمریکا در کدام سطح است؟ آیا اختلاف موجود روبنایی و حل‌شدنی است یا آنها با اصل موجودیت ما مشکل دارند؟ به نحو دیگری هم می‌شود سؤال را مطرح کرد و آن این که آیا آمریکایی‌ها مثلا با شخص رئیس جمهور منتخب قبلی ملت ایران مشکل داشتند و با منتخب جدید دشمنی نمی‌ورزند؟ یعنی مسئله‌ای شخصی در میان بود و در این دو ماهی که دکتر روحانی به جای دکتر احمدی‌نژاد انتخاب شده، دولت و مجلس آمریکا پالس‌های ویژه‌ای- نظیر اعمال تحریم‌های خصمانه جدید از سوی دولت و تصویب تحریم‌های تازه از سوی مجلس نمایندگان!- ارسال نکرده‌اند که چشم بر واقعیت‌ها می‌بندیم و می‌گوییم: «مصالحه با دشمن مسالمت‌جو رواست»؟! نگارنده در مقام آن نیست که به نیت‌خوانی 2 اظهارنظر آقای هاشمی- یکی پیام به همایش صلح و دیگری مصاحبه با فصلنامه مطالعات بین‌الملل- که به فاصله یک روز منتشر شد، بپردازد و گمانه‌زنی کند که این سخنان خطا از سر خیرخواهی است یا تلاشی برای جبران آسیب‌های حیثیتی شخصی که خود وی طی 8-7 سال گذشته- بلکه دو دهه اخیر- مسبب آن بوده است. اما فارغ از قصد و نیت گوینده، اولا خطاهای مهمی در این استنتاج و استدلال نهفته است و ثانیا پالس‌ها و آدرس‌های غلطی به دشمن می‌دهند.
اینکه گفته شود «مصالحه با دشمن مسالمت‌جو رواست» یک حرف است که مستند آن همان آیه شریفه 61 سوره انفال می‌باشد و اینکه «محاربان» را با «دشمن مسالمت‌جو» خلط کنیم و حکم یکی را بر دیگری جاری سازیم، حرف دیگری است. بلاتشبیه مانند این است که بگوییم باید به بیمار بی‌رمق و دارای فشار خون پایین سرم قندی داد و همان جا حکم کنیم که همین حکم برای بیمار دارای فشار خون مثلا 20 ضرورت دارد و باید به او هم قند و شیرینی خوراند! سوره انفال قطعا با آیه 61 شروع نمی‌شود. آیه «و ان جنحوا للسّلم...» با همین «واو» معطوف به آیه ماقبل خود است که می‌فرماید «و اعدّوا لهم ما استطعتم من قوهًٍْ...، هر نیرویی که در قدرت دارید برای مقابله با دشمنان آماده سازید... تا بوسیله آن دشمن خدا و دشمن خود را بترسانید». آیه 60 تکلیف ما را با دشمن مهاجم و محارب مشخص می‌کند و پس از آن می‌فرماید «و اگر تمایل به صلح نشان دادند، تو نیز از در صلح درآی و بر خدا توکل کن». اما مسئله سوال‌برانگیزتر، نشر همزمان مصاحبه با فصلنامه مطالعات بین‌المللی است. اگر به حرمت آقای هاشمی از تعبیر خودزنی ابا کنیم، باید گفت این سخنان نقض غرض و خالی کردن زیر پای استدلال و اعتبار گوینده با هم است. یعنی می‌شود نامه‌ای را تایپ هم نکرد و خدمت امام فرستاد تا دست کسی نیفتد و حالا همین اقدام به ظاهر سّری را علنا جار زد؟! ثم ماذا؟! طرف آمریکایی باید برای این خوداظهاری(!) کف بزند و شما را تشویق کند که می‌گویید نه امروز بلکه 7-26 سال پیش مقابل آمریکا کم آورده بودید؟
آقای هاشمی در این مصاحبه پس از تخطئه افراط و جانبداری از میانه‌روی می‌گوید «من در سالهای آخر حیات حضرت امام نامه‌ای را خدمتشان نوشتم، تایپ هم نکردم. برای اینکه نمی‌خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم.... نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم، قابل تداوم نیست. آمریکا قدرت برتر دنیاست. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم، چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم، مذاکره می‌کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند و یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است [!] ... می‌خواستم با آمریکا با شروطی که گذاشته بودم، مذاکره را شروع کنم که [با مخالفت امام] نتوانستم؛ نتوانستم غیر از این است که نخواستم... [دفاع از فلسطین و حزب‌الله] قابل دفاع بوده به شرط اینکه ما از اینها برای مزاحمت دیگران استفاده نکنیم. وقتی که نظام نخواهد در دنیا ماجراجویی بکند، این‌گونه مسائل قابل تحمل است»! اینجا نکات مهمی وجود دارد. اولا شمای جای آن رصدگر اطلاعاتی و سیاسی آمریکایی یا انگلیسی که این مواضع را رصد می‌کند؛ آیا جز به این نتیجه می‌رسید که در قبال این نوع اظهارات - که در میان شبه اصلاح‌طلبان نظیر زیاد دارد- باید بر فشارها افزود و عرصه را تنگ‌تر کرد؟! ثانیا مقامات دولت‌های سازندگی و اصلاحات در 16 سال مدیریت خود کدام «ماجراجویی» را کردند که توسط آمریکا و اروپا به گوشه رینگ کشانده و تحقیر شدند؟! آیا پیشرفت علمی ماجراجویی بود یا تلاش برای بومی‌ کردن فناوری هسته‌ای؟! چرا در طول آن 16 سال مدام فتیله تحریم‌ها بالاتر کشیده شد؟ ثالثا چه چیزهایی شامل عنوان ماجراجویی می‌شود که باید کنار گذاشت و بر سر چه چیزهایی می‌توان توافق کرد؟ آیا آمریکا و غرب حدّی برای توقف مطالبات می‌شناسد؟ آیا غنی‌سازی 20 درصد ماجراجویی است یا غنی‌سازی 5/3درصد؟ 10 سال یا 20 سال پیش که اصلا غنی‌سازی نداشتیم. آن روز بهانه چه بود؟ وقتی قرار شد عقب‌نشینی کنید، دشمن به یک امتیاز و 2 امتیاز بسنده نمی‌کند. آن‌ وقت مدعی خود شما خواهند شد. اگر حزب‌الله ترمز اشغالگران صهیونیست را نکشیده بود، امروز باید در خاک خود با آنها می‌جنگیدیم. از نگاه مستکبران اصل قیام ملت ایران در تداوم نهضت ملی شدن نفت و نهضت مشروطیت، ماجراجویی بوده و مستوجب مجازات است و آقای هاشمی نیز جزو پیشگامان همین ماجراجویی است!
آقای هاشمی را هرگز نمی‌توان با مصدق مقایسه کرد. هاشمی روحانی است، زندان چشیده و شکنجه دیده است. او همان کسی است که زمانی در خطبه‌های نمازجمعه گفت آمریکایی‌ها مسائل را مانند گاو تحلیل می‌کنند. مصدق لباس روحانیت بر تن نداشت و مدعی اسلام نبود. او به نشانه تجدد، کراوات بر گردن و شعار ملی‌گرایی سکولار بر زبان داشت. گروهی مصدق را عضو لژ فراماسونری که به نهضت خیانت کرد، خوانده و دیگران از او قهرمان ملی ساخته‌اند اما فارغ از نیت خوانی مصدق، هر دو گروه شهادت می‌دهند که خوش‌بینی و خوش‌گمانی وی به مصالحه با آمریکا ملت ایران را - به سال- 25 سال عقب انداخت. حق با نواب صفوی بود که پیغام داد «شما پای آمریکا را به کشور باز می‌کنید و ملت دوباره باید فداکاری کند و شهید بدهد و سالها زجر بکشد تا آمریکا را بیرون کند». تجربه نیاندوختن از عبرت‌های تاریخ عین افراط و تفریط است. به قول حافظ شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای- قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه؟!

منبع:   کیهان



کلمات کلیدی : امریکااصلاح طلبان
اغتشاش در ایران
نوشته شده توسط ســرباز در ساعت 11:0 صبح
پروژه حفظ و افزایش تحریم های آمریکا، چرا به اجرا درمی آید؟

"دیپلماسی تحریمی آمریکا" و هدف‌گذاری اغتشاش در ایران

ریچارد هاس گفت: ما باید پیشنهادهایی بدهیم که ایران را کوچک نشمارد؛ نقش ایران باید معیّن شود و این کار علنی باشد. باید به 50درصدی که به روحانی رأی دادند بگوییم به دولت آنها چه پیشنهادهایی داده‌ایم. از نظر آمریکا باید به مردم ایران القا شود که مسؤول همه نابسامانی‌ها تحریم است و مسؤول تحریم‌ها نظام.

گروه سیاسی مشرق- معمولاً دیپلماسی بخصوص در مورد پرونده های کلان و مناقشه برانگیز بین المللی پُشت درهای بسته صورت می گیرد و بطور عمومی بخش کوچکی از توافقات، علنی می شوند. با این وجود طرح منظّمی در «ایالات متّحده آمریکا» تدوین شده است که به سیاستمداران این کشور به‌طور جدّی پیشنهاد می کند، این رویّه درباره پرونده هسته ای «جمهوری اسلامی ایران» متوقّف شود و سازوکارهایی اتّخاذ شود که مذاکرات جهانی با ایران در رابطه با پرونده هسته ای بطوری آشکار و با یک جنگ روانی بزرگ به متن توده های مردمی ایران کشیده شود. این یک پروژه جدید آمریکایی است که از آن به "پروژه دیپلماسی تحریمی آمریکا" یاد می کنیم و نشان خواهیم داد که منظور از حفظ و افزایش تحریم ها بخصوص بعد از پیروزی «حسن روحانی» - کاندیدایی که تحت نام "اعتدال گرا    " (Moderate) به دنیا معرّفی شد- چیست؟ 

مسئله این است که از نظر معتبرترین اتاق فکرهای آمریکا، انتخاب «حسن روحانی» در ایران که عُمدتاً مرهون آراء شهرستان ها بود؛ محصول "رژیم تحریم ها" است. با این وجود وقتی یک سناریو کارآمدی خود را تا میانه راه اثبات کرده، چه دلیلی وجود دارد که گردانندگان پروژه؛ در پرده های پایانی آن را متوقّف کنند.

خبرگزاری «آسیوشتیدپرس   » (A.P) می نویسد: «انتخاب «روحانی» از تأثیر تحریم ها ناشی شده است ... تأثیر یکباره تحریم‌ها بر اقتصاد ایران، باعث شد (مردم ایران) یکباره از خواب بیدار شوند ... حالا که تحریم ها اصلی ترین عامل روی کار آمدن «روحانی» بوده، آیا این درست است که تحریم‌ها کاهش پیدا کند؟» (31/3/1392). «مایکل سینک» نیز در مقاله ای که در روزنامه «واشنگتن پُست» منتشر شد، می نویسد: «دولت «اوباما» نمی تواند این احتمال را رد کند که فشار بین المللی بر ایران در نهایت نوعی از تغییر که به دنبالش بوده را بوجود آورده، امّا همچنین نمی تواند خطر کند و فشارهایی را که با زحمت زیاد علیه ایران تجمیع کرده؛ صرفاً به دلیل امیدواری و گمانه زنی تخفیف دهد.» (30/3/1392).

لازم است پا را کمی از رسانه ها فراتر بگذاریم، این حقیقت قابل کتمان نیست که جراید و رسانه های منتسب به اصلاحات که امروز خود را شریک پیروزی «روحانی» می‌دانند؛ در مواجهه با پالس های مذاکره ای آمریکا (بخوانید هویج) ذوق زده می شوند و در مقابل، هنگام برخورد با پالس های فشار (بخوانید چُماق) همه چیز را چنان سانسور می کنند که گویی اصلاً چیزی وجود نداشته است.

چیزی از رسانه ای شدن نامه 118 نماینده کنگره به «باراک اوباما» مبنی بر توصیه برای بکارگیری لحن نرم با رئیس جمهور جدید ایران و البتّه تصویب به تأخیر انداختن اجرای «تحریم های اوّل جولای» نگذشته بود که ناگهان خبر تصویب طرح جدید تحریمی علیه ایران از راه رسید. مصوّبه جدید کنگره که با 400 رأی موافق و 18 رأی مخالف به تصویب رسیده از «دولت ایالات متّحده» می خواهد، از طریق قدرت و اختیاری که بواسطه قانون «اعمال قدرت اقتصادی در شرایط اضطراری بین المللی» دارد؛ استراتژی را اتّخاذ کند که باقیمانده صادرات نفت ایران که حدود یک میلیون بشکه در روز است؛ نیز قطع شود. بر این اساس، بعد از یکسال، معافیت های اعطاء شده به شرکت های چینی، ژاپنی، ترکیه ای و کُره ای که همچنان به واردات نفت از ایران می پردازند، لغو خواهند شد (روزنامه صهیونیستی «جورزالم پُست»- 3/5/1392)

سانسور خبر مهم تصویب رژیم تحریمی جدید در کنگره با 400 رأی موافق توسّط جراید اصلاح طلب

ذوق زدگی جراید اصلاح طلب از خبر کم اهمیت نامه 118 نماینده کنگره

البتّه «رئیس جمهوری» و احیاناً تیم مشاورانش در این گرداب رسانه ای غرق نشده اند. چرا که وقتی بخت «روحانی» به سخنرانی «تحلیف» رسید، در مواجهه ای آشکار با مسیر دو طرفه "فشار- مذاکره‌ای" آمریکا گفت: «ملّتی را که با مشارکت گسترده در انتخابات شرکت می کند، نمی‌توان با "تحریم" به تسلیم واداشت و یا به جنگ تهدید کرد. تنها راه تعامل با ایران، گفتگو از جایگاه برابر، اعتمادسازی متقابل و احترام دوجانبه و کاستن از خصومت هاست. تعامل سازنده براساس ... موضع برابر، مبنای روابط ما با سایر کشورها را تشکیل خواهد داد ... به صراحت می گویم؛ اگر پاسخ مناسب می خواهید، نه با زبان "تحریم"، که با زبان تکریم با ایران سخن بگویید.» (13/5/1392)؛ جملاتی که باعث شد وی تشویق یکپارچه حضّار در صحن مجلس را نصیب خویش نماید.

بی تردید باید این جملات را پُرتنین‌ترین بخش مراسم «تحلیف» برای خارجی ها فرض نمود، پژواکی که البتّه خیلی زود به گوش سیاستمداران «کاخ سفید» نیز رسید، زیرا حدود یک ساعت بعد از اتمام مراسم «تحلیف» در «تهران»، «دفتر مطبوعاتی کاخ سفید» بیانیه‌ای را در «واشنگتن دی. سی» منتشر نمود: «همزمان با روزی که حجّت ‌الاسلام دکتر «حسن روحانی» سوگند یاد کرد، بار دیگر به مردم ایران که در انتخابات کاری کردند تا صدایشان شنیده شود؛ تبریک عرض می‌کنیم ... در صورتی‌که دولت جدید راه تعامل اساسی و جدّی در پیش بگیرد تا به تعهّدات بین‌المللی اش پایبند باشد و راه حلّی صلح آمیز برای این موضوع پیدا کند، یک شریک مشتاق در آمریکا پیدا خواهد کرد!».

این نشان می داد که از نظر مقامات «کاخ سفید»، همچنان باید گام اوّل برای باز شدن یک پنجره واقعی از دیپلماسی و کاهش فشارها از سوی «دولت روحانی» برداشته شود و اینکه: "درب بر روی یک پاشنه می چرخد". البتّه دادن امتیازهایی در حدّ آبنبات چوبی برای ساپورت تبلیغاتی تیم جدید دور از انتظار نیست و به احتمال زیاد اجرایی خواهد شد، چنانچه «گری هوف بائر» از محقّقان مطرح در مؤسّسه «اقتصاد بین الملل پیترسون» می گوید: «به نظرم دولت (آمریکا)به این اندازه عاقل هست که بداند باید آبروی ایرانی ها را حفظ کند و "برگ زیتون" را به آنها پیشنهاد دهد. چنین پیشنهاداتی ارزان است! و ما تیرهای زیادی از این دست در تیردان داریم.» (خبرگزاری «آسیوشیتدپرس»- 31/3/1392).

لیکن آنچه محلّ منازعه و مناقشه است، امتیازهای اساسی است که هر دو طرف می توانند ارائه دهند. مسئله این است که آیا امتیازاتی واقعی که خطوط قرمز یا حدّاقل بخشی از برنامه های بلندمدّت هر یک از طرفین را به بازی می‌گیرند، روی میز مذاکره قرار خواهند گرفت یا نه؟ رصد گزارش های راهبُردی غرب اینطور وانمود می کند که تا گام اوّل اساسی از سوی ایران برداشته نشود، خبری از یک گام واقعی و سازنده از سوی آمریکا نخواهد بود. و سوال این است که چرا «اوباما» و تصمیم سازان اصلی سیاست خارجی امروز آمریکا، به خواسته آن دسته از استراتژیست‌هایی که خواهان نرمش ظاهری و ملایمت بیشتر با ایران هستند؛ توجّه درخوری نمی کنند؟ و چرا آمریکا نمی خواهد، دولت مورد حمایت «هاشمی رفسنجانی» و اصلاح طلبان که روی سرمایه مدیریت پالس جهانی اش حساب زیادی باز کرده؛ را از تیغ انتقاد انقلابیون داخلی مبنی بر ناکارآمد بودن سیاست "تنش زدایی" برهاند؟

اکنون که با تغییر رئیس جمهور، مفاهیم سیاسی و جهتگیری ها در دولت ایران تغییر یافته است؛ بکارگیری سیاست "رقابت و تحدید نفوذ" علیه «جمهوری اسلامی» نیز که پیشتر در آمریکا مطرح شده بود، رفته رفته به تمسخر گرفته می شود. از این حیث در حال حاضر حدّاقلی ترین سیاست آمریکا و مجموعه تمدّنی غرب علیه ایران، حول استراتژی "تغییر رفتار ایران" متمرکز می‌شود؛ که باید متذکّر شد، این تغییر استراتژی دقیقاً منطبق و برآمده از تغییرات در شطرنجی است که ایران طیّ انتخابات بوجود آورد.

با این حال کانونی ترین سوال در مجموعه های تصمیم ساز آمریکا این است که: کدامین راه به "تغییر رفتار" در ایران منتهی می شود؟ در پاسخ به این پرسش است که تقریباً این مفاهمه به یک اصل عمومی و پذیرفته شده در قریب به اتّفاق استراتژیست های آمریکا تبدیل شده است که تنها و تنها نهادی که تغییر رفتار در آن منجر به تغییر رفتار نظام «جمهوری اسلامی» می شود؛ نهاد رهبری در ایران است. آمریکا یک جواب مشخّص از «روحانی» می خواهد تا فشارها را مرحله به مرحله کاهش دهد، اینکه جهت تسلّط و تأثیرگذاری بر تصمیم‌گیران کلان در ایران؛ نهادهای کانونی قدرت نظام را تحت فشار قرار دهد.

«ری تکیه»، «عضو ارشد شورای عالی روابط خارجی آمریکا» در این رابطه برای اندیشکده «شورای روابط خارجی» می نویسد: «اگر «روحانی» بتواند موفّق شود تا قدرت خود را روی مراکز قدرت چندگانه «جمهوری اسلامی» مسلّط کند، آنگاه بواقع می تواند یک "رئیس جمهور اصلاحاتی" باشد. امّا این فشار بیشتر روی شخص اوست و آمریکا نمی تواند برای آسان ساختن این مسیر، اقدامات زیادی انجام بدهد» (19/4/1392). لذا آمریکایی‌ها منتظرند تا ببینند، این فشارها از سوی «روحانی» تا چه حدّ اجراء می شوند و مهمتر اینکه فشارها تا چه میزان بر "تصمیم‌گیر نهایی" مؤثّر هستند.

«ری تکیه»، عضو ارشد ایرانی-آمریکایی تبار «شورای روابط خارجی آمریکا» و دستیار ارشد «دنیس راس»

وی پست جدید پیشنهادی برای عضویت در «شورای عالی امنیت ملّی ایالات متّحده» را نپذیرفت- این شورا از مهمترین تصمیم گیران در عرصه امنیتی و سیاست های خارجی آمریکاست

«ری تکیه» در همین تحلیل می نویسد: «سؤال اساسی که در مورد «روحانی» مطرح است، این است که او تا چه اندازه قدرت دارد؟ با وجود نظم سیاسی فشرده ایران، «دفتر ریاست جمهوری» هنوز می تواند تأثیرگذار باشد ... با این وجود در کتاب 700 صفحه‌ای «روحانی»، «خاتمی» تا حدود زیادی از صحنه حذف شده است. با او مشاوره هایی صورت می گرفته امّا بعنوان یک رُکن اصلی مطرح نبوده است. در مورد موضوعات مهم بعد از 2001 م.، «خاتمی» همواره در پس زمینه قرار داشته و با وجود اینکه چهره اصلی دولت به شمار می رفته؛ به ندرت دارای نفوذ بوده است. امّا امروز ... این محدودیت‌های ریاست جمهوری با موضوعات مختلفی که ایران با آنها درگیر است؛ ترکیب شده است.».

علاوه بر این گزارش، ده ها گزارش و تحلیل دیگر که اغلب از تینگ تنک های آمریکایی با رویکردهای مختلف منتشر شده نیز؛ سئوال کانونی خویش را روی میزان تأثیرگذاری «روحانی» بر "بافت تصمیم‌گیر مرکزی" کشور بنا نهاده اند و البته سعی دارند در فضای جنگ روانی به افکار عمومی بقبولانند که بین دو نهاد تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی شکاف هست تا در نهایت تقصیرات اصلی تحریم‌ها را بر گردن کانون های راهبردی نظام بیندازند.

بسیاری از آنها معتقدند رهبر معظّم انقلاب اسلامی که پشتوانه اصلی پیشبرندگی برنامه هایش را بر حمایت های مردمی و بصیرت عمومی در بزنگاه ها استوار می‌کند؛ هرگز بر سر مسائل مهم کوتاه نخواهد آمد. لذا تمام توان خویش را برای تضعیف پشتوانه مردمی نظام منعطف کرده اند. آنها خوب می دانند که نسخه ایجاد شکاف بین قوّه تصمیم ساز و تصمیم‌گیر در «جمهوری اسلامی»، از طریق فشار مجموعه های تحت نظر «نهاد ریاست جمهوری» (تصمیم ساز) به نهاد رهبری (تصمیم‌گیر) را یکبار آزموده‌اند و در انتها نتیجه بخش نبوده است.

هم استراتژیست‌های خارجی و هم تئوریسین های افراطی اصلاحات در تحلیل دلایل شکست پروژه «دوم خرداد» به‌خصوص درباره مذاکره معتقدند؛ برگ برنده نظام در آخرین پرده های سناریو، حمایت های مردمی از تصمیمات ولی فقیه بوده است. افراطیون اصلاحات معتقدند، بی‌اهمّیت شدن "شبکه سازی اجتماعی اصلاح جو" در نسبت با حجم "اصلاح جویی درون حاکمیتی" در دولت «خاتمی»؛ بزرگترین اشتباه راهبُردی آنان بوده که منجر به پیروزی نظام شد. آنها همچنین در مورد تحلیل علل شکست پروژه «فتنه 88» (انقلاب مخملی) به این نتیجه می رسند که محدود بودن بدنه «جنبش سبز» در اقشار مرفّه، طبقه متوسّط شهری و نخبگانی «تهران» و همزمان غفلت از مطالبات توده های مردمی و به‌خصوص اقشار مستضعف؛ ضریب بالایی در رقم خوردن شکست داشته است.

لذا تمرکز سیاسی در جهت مفاهمه با اقشار فقیرتر جامعه و به‌خصوص در شهرستان‌ها از ایّام «انتخابات مجلس نهم» (اسفندماه 1390 ه.ش) آغاز شد و امروز می‌توانید ماحصل قسمتی از این تلاش های زیرپوستی را در رأی‌آوری «روحانی» در شهرهای کوچک؛ مشاهده کنید.

شاید هم به همین دلیل باشد که فتح وزارتخانه های «کار»، «آموزش و پرورش»، «کشاورزی» و «علوم» در «کابینه یازدهم» برای اصلاح طلبان مهمتر بود. وزارت‌های «کار» و «کشاورزی» بیشترین ارتباط ارگانیک را با زحمت کش ترین و البتّه فرودستان اقتصادی جامعه دارند، اقشاری که عموماً بیشترین رنج ها را از فشارهای اقتصادی دریافت می‌کنند. «آموزش و پرورش» نیز با ظرفیت پرسنلی 1 میلیون نفر که عموماً در بحران های اقتصادی بسیار ضربه‌پذیر هستند، این امکان را دارد که پروسه کادرسازی و ارتباط مردمی با خانوده های بیش از 12 میلیون دانش‌آموز را تسهیل نماید. وزارت «علوم» به‌دلیل مرتبط بودن با قشر دانشجویی بسیار با اهمیت است، دانشجویان علاوه بر اینکه قدرت ایجاد شبکه های اجتماعی را دارند؛ می توانند گام های اوّلیه یک جریان یا جنبش اجتماعی را بدون پروا از پیگیری های قضائی بردارند.

به نظر، این یک سناریوی سر و ته دار است که زوایای مختلف آن و ریزه کاری های بسیارش، مورد توجّه بوده است. در این میان آمریکا قصد ندارد این پروژه بزرگ را که اخیراً و بعد از انتخابات به آن امیدوار تر شده را ناگهان پای احتمالات ضعیف ذبح نماید. آنها معتقدند کسی که باید خود را با این سناریو هماهنگ کند، «روحانی» است و اگر او به قواعد این بازی پایبند باشد؛ به‌عنوان یک "رئیس جمهور اصلاحاتی" می تواند از مزایای جانبی آن بهره مند شود در غیر اینصورت این قطار به راه افتاده است، بدون اینکه به این متوجّه باشد که «روحانی» و حلقه یارانش سوار آن می شوند یا خیر. راز عمومی کردن و کشیدن پای افکار عمومی به دیپلماسی تحریم نیز دقیقاً همین است.

از نظر آمریکا و اسرائیل، مردم ایران باید بدانند مسئول فشارهای اقتصادی و بالا و پایین شدن قدرت خرید آنها کیست؟ آنها می خواهند پاسخ این سوال را طبق ایده‌های خود و بر طبق یک عملیّات روانی منظّم به‌موازات یک عملیّات سیاسی- اطّلاعاتی رژیم مند؛ به مردم ایران القاء کنند. اینکه کلید کاهش فشارهای تحریم دست یک نفر است و او رهبر معظّم انقلاب اسلامی و همه یارانش هستند. چه «روحانی» و دولتش جزء یاران این مرجعیت سیاسی- دینی باشند و چه نباشند، مسئله فرقی نمی کند؛ اینجا سیبل، فقط و فقط یک نهاد دینی- سیاسی و استراتژیک است و آن یقیناً «ولایت مطلقه فقیه» است.

یکی از مهمترین مقامات تصمیم ساز و تصمیم گیر در آمریکا که به ساخت پروژه "دیپلماسی عمومی تحریمی" اشاره کرده است، «ریچارد هاس» است. بسیاری از مردم و نخبگان با نام وی بعد از فتنه آشنا شدند که کارشناسان، تئوری بکارگیری الگوی "ائتلاف سفیدِ" وی طیّ فتنه را گوشزد کردند. «ریچارد هاس» که از 2003 م. «رئیس شورای روابط خارجی آمریکا» - بالاترین مرجع سیاست‌گذاری خارجی آمریکا- است، طیّ تحلیلی برای «پروجکت سیندیکیت» می نویسد: «اکنون گزینه سومِ "مذاکره" ظهور کرده است. در واقع چنین گزینه ای سال هاست که روی میز است امّا آنچه اکنون تغییر کرده، مفهوم آن است و تغییرات در مفاهیم می تواند حیاتی باشد. مهمترین تغییری که در مفهوم ایجاد شده اقتصاد رو به افول گذاشته ایران است ... امید به این بوده که فشار بتواند تهران را به انتخاب گزینه دنبال نکردن فعّالیت های تسلیحات هسته ای ترغیب کند. این فرضیه به‌زودی در بوته آزمون واقعی قرار می گیرد. ارزش ریال که پول رایج ایران است در هفته های اخیر 40 درصد کاهش یافته ... مصالحه ای که مقامات ایرانی به آن می اندیشند به لغو تحریم ها و از بین رفتن تهدید اقدام نظامی کمکی نمی کند. امّا اکنون زمان آن است که بسته پیشنهادی جامعی به ایران ارائه شود ... علاوه بر این مفّاد مهمّ این پیشنهاد باید علنی شود. به این ترتیب در صورت مخالفت ایران باید دلایل آن برای مردم تشریح شود ... علنی کردن بسته پیشنهادی مزیّت دیگری نیز دارد و آن این است که مردم ایران از دلیل اقدام نظامی احتمالی آگاه خواهند شد. تفکّر معمول بر این است که دیپلماسی را باید در خفا انجام داد اما گاهی بهتر است که شفّافیت هر چه بیشتر بر دیپلماسی حاکم باشد. مسئله ایران نیز یکی از همین موارد است که دیپلماسی باید روشن باشد.» (29/7/1391).

«ریچارد هاس»، «رئیس شورای روابط خارجی آمریکا» از سال 2003 م.

چندی بعد و در سوم تیرماه، «فرید زکریّا» تحلیل گر ارشد خاورمیانه و مجری برنامه «G.P.S»ر شبکه«C.N.N»؛ میزگردی را برگزار کرد که «هاس» در آن حاضر می شود. وی در این مناظره می گوید: «این روند [میانه رو بودن روحانی] با شک و گمان همراه است. امّا باید آن را آزمایش کنیم. ما باید پیشنهاداتی بدهیم که ایران را کوچک نشمارد. پیشنهاداتی بدهیم که به ایرانی ها اجازه دهد، اقدامات مشخّصی انجام دهند و محدودیت های مشخّصی را در برنامه هسته ای انجام دهند ...ما باید مشخّص کنیم که نقش آنها چیست؛ ما باید این اقدامات را به صورت علنی انجام دهیم. ما باید از این فرصت استفاده کنیم و به 50 درصدی که به روحانی رأی دادند، بصورت علنی بگوییم که به دولت آنها چه چیزی پیشنهاد داده ایم.».

رصد مداوم اخبار آشکار نشان می دهد، اسباب اجرایی کردن پروژه فوق مبنی بر رو در رو کردن توده های مستضعف مردمی در مقابل نظام نیز به سرعت در حال راه اندازی هستند؛ که «مشرق» چندی پیش بطور مفصّل بدان پرداخت. تلاش‌ها برای احیای شبکه اجتماعی اصلاحات و فتنه، ایجاد جبهه سیاسیون مخالف، تبدیل مطالبات فراگیر اجتماعی به مطالبات سیاسی مدنی، ساخت دیوار رسانه‌های زنجیره ای برای اهداف تدافعی- تهاجمی، ایجاد شکاف اجتماعی و دوقطبی سازی مردم در قالب "اعتدال- ضدّاعتدال" و سرخط کردن ملزومات سیاسی در دولت؛ در واقع مقدّمه سازی های این پروژه هستند که در حال حاضر اخبار گسترده‌ای از این اقدامات به گوش می رسد.

حضور برنامه مند طرفداران «جنبش موهومی سبز» در همایش انتخاباتی «ستاد روحانی» در «حسینیه جماران» که مورد انتقاد وسیع رسانه های ارزشی قرار گرفت

«ستاد روحانی» فردای آن روز طیّ بیانیه ای رسمی نسبت به این هنجارشکنی عذرخواهی کرد و آن را بی ارتباط با مدیریت ستاد دانست

بنابر این لازم است هشدارهایی از این دست جدّی گرفته شود، زیرا آمریکا بطور گسترده ای در حال بازیابی سناریوهای ضدّامنیتی در خیابان های کشور است. البتّه نباید فراموش کرد؛ نظامی که توانسته پروژه هایی چون «کوی دانشگاه 78»، «قتل های زنجیره ای» و «فتنه 88» را کنترل کند، برای حلّ این دست طرح ها هم برگ های برنده ای در چنته دارد. از یاد نبریم که قوّه عاقله نظام در برابر طرّاحی ها هشیار است و منفعل ننشسته است.   منبع: مشرق نیوز



کلمات کلیدی : امریکا
ایالات متحده؛ بدون روتوش
نوشته شده توسط ســرباز در ساعت 2:10 صبح
گزارش ویژه مشرق؛

ایالات متحده؛ بدون روتوش +   عکس

«دوست من روز خوبی داشته باشی»؛ این جمله را سربازان گردان سوم تفنگداران آمریکایی در افغانستان بعد از ادرار بر روی اجساد قربانیان افغانی گفته‌اند. با گزارش ویژه مشرق همراه باشید تا با چهره بدون روتوش آمریکا روبرو شوید ......

گروه گزارش ویژه مشرق؛ در میان اصطلاحات روزمره جهان شاید کمتر اصطلاحی به مثل حقوق بشر(Human Rights)وجود دارد که در دو حوزه نظر و عمل دارای اختلافات عمیق و گسترده ای باشد. برخی دولت ها نیز پارا فراتر از این گذاشته و حوزه نظر را متناسب با حوزه عمل خود در نظر گرفته و معنا و فحوای این حقوق را به گونه ای دیگر بیان می نمایند. بسیاری از مدعیان حقوق بشر از این حقوق برای نیل به اهداف شوم خود بهره می گیرند، درحالی که خود در بسیاری از موارد ناقض آن هستند.

دولت آمریکا در طول سنوات گذشته شمشیر داموکلس حقوق بشر را بر سر دولت ها و ملت های مخالف خود قرار داده است و هر ازچندگاهی آن را فرود می آورد. در واقع، معیار دوستی و دشمنی ایالات متحده با سایر کشورها به میزان قابل توجهی به استنباط آمریکایی ها از معنا و فحوای حقوق بشر بوده و می باشد. 

اعلامیه جهانی حقوق بشر
یک پیمان بین‌المللی است که در تاریخ 10 دسامبر 1948 میلادی در پاریس و در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید. گفته می شود که این اعلامیه نتیجه مستقیم جنگ بین الملل دوم است و حقوق اولیه تمامی ابناء بشر را بیان می نماید. این اعلامیه شامل 30 ماده است که مفاد این مواد حقوق بنیادی و اولیه مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ هر انسانی را مشخص می نماید. کشورهای دخیل در تهیه پیشنویس این میثاق نه کشور ایالات متحده آمریکا، فرانسه، لبنان، چین، شیلی، اتحاد جماهیر شوروی، بریتانیا، استرالیا و کانادا بودند.
با درنظر گرفتن کشورهای مذکور متوجه می شویم که بسیاری از آنان علی رغم تلاش گسترده برای تهیه پیش نویس و تصویب این اعلامیه، خود ناقض بسیاری از مواد و بندهای آن، چه قبل و چه بعد از تأیید نهایی این میثاق بین المللی هستند.

تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر مقارن با ریاست جمهوری ترومن(Harry S. Truman) در آمریکا بود و ترومن النور روزولت(Eleanor Roosevelt)، همسر فرانکلین روزولت(Franklin D. Roosevelt) را به نخستین هیأت نمایندگی آمریکا در ملل متحد منصوب کرد. با رایزنی هایی که خانم روزولت و دیگر هیئتهای نمایندگی صورت دادند سرانجام در 10 دسامبر 1948 میلادی این اعلامیه به تأیید نهایی رسید.


النور روزولت در کنار همسرش فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا



النور روزولت و هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا


نقض حقوق بشر به بهانه حقوق بشر
با توجه به مطالب بالا و درنظر گرفتن نقش اساسی ایالات متحده امریکا در تصویب این اعلامیه، متوجه می شویم که حقوق بشر هیچ گاه برای همدردی، اعانت و یاری انسانها نبوده و درواقع حقوق بشر مسئلهای است که همیشه دستاویزی برای ابرقدرت ها بوده تا به وسیله آن کشورهای مستقل را تحت فشار و یوغ خود قرار دهند و به اهداف سلطه جویانه خود برسند. در این میان، دولت آمریکا هر ساله با انتشار گزارشی، وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف را بررسی میکند و با استفاده از آن و سایر اهرم ها به دخالت در این کشورها با اهداف سودجویانه می پردازد و در جریان این دخالت ها شاهد نقض گسترده حقوق بشر بوده و هستیم.

ما در این گزارش سعی داریم به گوشه ای از اقدامات ایالات متحده امریکا در نقض حقوق بشر در حوزه های مختلف داخلی و بین المللی این کشور بپردازیم.

مسئله نقض حقوق بشر در داخل آمریکا
در گزارشات حقوق بشر که از سوی ایالات متحده آمریکا سالانه منتشر می شود هرگز به تصویر روشنی از وضعیت اسف بار و نابهنجار حقوق بشر در آمریکا برنمی خوریم و بیشتر با مسائل نقض حقوق بشر(به زعم آمریکایی ها) در کشورهای دیگر روبرو می شویم. آمار بیکاری، فقر، قتل، جرم، تجاوز، جنایت و غیره در این کشور به طور نگران کنندهای رو به ازدیاد است، در حالی که دولتمردان آمریکا به روی این واقعیات چشم خود را بسته اند و در این گزارشات اشارات چندانی به آنها نمی نمایند.

1ـ وضعیت امنیت جانی، مالی و شخصی شهروندان آمریکایی
درایالات متحده آمریکا شهروندان توسط دوربین ها و شنودهای امنیتی به شدت کنترل می شوند. گزارشات حاکی از آن است که به طور متوسط در هر روز 300 تصویر از هر شهروند آمریکایی گرفته می شود.


همه جا تحت نظر هستی!


دستگاه های شنود و تصویر برداری در تمام نقاط شهر و وسایل نقلیه عمومی نصب شده است که این موضوع امنیت شخصی شهروندان را با مخاطره جدی روبرو ساخته است.


در تمامی اتوبوس های حمل و نقل عمومی شهری در آمریکا دستگاه های شنودی نصب شده است
 که کنترل کنندگان را قادر می سازد گفتگوهای مردم را شنود کرده و تجزیه و تحلیل کنند.


اعمال مردم و حرکت اتومبیل ها در اماکن مختلف شهرها و جاده ها، استراق سمع، دریافت ها و پرداخت های مالی شهروندان، فعالیت های اینترنتی مردم، رفت و آمد و ارتباطات، همگی با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته ای که در دست طبقه حاکم وجود دارد به شدت کنترل می شود.

پایگاه اینترنتی ویکی لیکس نیز با انتشار ایمیلی از نصب دوربین های مدار بسته از سوی دولت آمریکا در تمامی نقاط این کشور خبر داد. ویکی لیکس در ایمیل خود می نویسد: تمام شهروندان آمریکا به بهانه کنترل تروریست تحت نظر خواهند بود.


دوربین ها در تمامی زوایا همه چیز را رصد می کنند؛ ویکی لیکس:
تمام شهروندان آمریکا به بهانه کنترل تروریست تحت نظر خواهند بود.


وقوع جرم و جنایت در محیط های آموزشی، بالا بودن میزان نا امنی‏ و گسترش خشونت های اجتماعی و دست‏رسی آسان همه اقشار جامعه حتی نوجوانان به سلاح سرد و گرم و آزادی حمل سلاح(با مجوز) در ایالات متحده از دیگر مشکلاتی است که آینده ای نه چندان روشن  به منظور داشتن زندگی ایمن برای ساکنان آمریکا ترسیم می کند.


کودکان به راحتی به سلاح گرم و سرد دسترسی دارند



پدر به فرزند کوچکش طریقه شلیک با کلت را می آموزد،
در آمریکا افراد می توانند اسلحه خالی خود را وارد هواپیما نمایند.


گزارش ها حاکی از آن است که کشور آمریکا از لحاظ تعداد افرادی که سلاح گرم و سرد حمل می کنند، در رتبه نخست جهان قرار دارد و از هر 10 آمریکایی به طور متوسط 8 نفر صاحب یک اسلحه شخصی است.


تعداد مراکز رسمی و دارای مجوز برای فروش سلاح در آمریکا بیش از 130 هزار باب است؛
 به ازای هر 2200 آمریکایی یک باب



با اندکی جستجو در آمریکا به هر سلاحی می توان دست یافت؛
از هر 10 آمریکایی به طور متوسط 8 نفر صاحب یک اسلحه شخصی است


همچنین مردم آمریکا در هرسال هفت تا ده میلیارد گلوله خریداری می کنند و این رقم سال به سال در حال افزایش است.


مردم آمریکا در هرسال هفت تا ده میلیارد گلوله خریداری می کنند


بنابر گزارش رسمی پلیس فدرال آمریکا(FBI) از سال 2006 تا 2010 میلادی در حدود 50 هزار نفر در آمریکا دراثر حملات با سلاح گرم به قتل رسیدند. فقط در سال 2012 میلادی درحدود 12هزار نفر در آمریکا با سلاح گرم به قتل رسیدند.


فضاهای آموزشی دبیرستان و دانشگاه‌ها صحنه وقوع جرایم خشنی مانند تیراندازی شده‌اند و هر روز وضعیت بدتر می‌شود



فردی مسلح در مدرسه ابتدایی سندی هوک دانش آموزان را به رگبار بست.


2ـ وضعیت حقوق مدنی و سیاسی در آمریکا
علاوه برآنکه در ایالات متحده آمریکا به دلایل مختلف بر امنیت شهروندی و آسایش آمریکایی ها خدشه وارد شده است، دولت آمریکا محدودیت های جدی ای را بر حقوق مدنی و سیاسی ساکنان خود وضع نموده که غالب این محدودیت ها یا به طور رسمی مورد موافقت مسئولین آمریکایی قرار گرفته است یا در مقابل اعمال آنها سکوت این مقامات را شاهد هستیم.


شدت عمل در دستور کار نیروهای امنیتی آمریکا


1-2- اعمال زور و برخوردهای خشن نیروهای امنیتی با مردم به ویژه سیاهپوستان(رنگین پوستان)
رفتار نیروهای امنیتی آمریکا و پلیس این کشور را باید در صدر مسائلی دانست که حقوق مدنی شهروندان امریکایی را تضییع می نماید. برطبق گزارشات رسمی پلیس آمریکا، سالیانه درحدود یک میلیون نفر از مردم آمریکا بدون جهت مورد ایست و بازرسی قرار می گیرند و عده ای از آنان به اداره های پلیس منتقل می شوند و مدتی بدون تفهیم اتهام در بازداشتگاه می مانند و سپس با یک عذرخواهی ساده آزاد می شوند.


بدون شرح


در بسیاری از موارد و به ویژه در مقابل سیاهان شاهد ضرب و شتم و رفتار خشن نیروهای پلیس هستیم و تصاویر متعددی از این رفتارها تابه حال منتشر شده است.


خشونت وصف ناپذیر پلیس




در بسیاری از موارد و به ویژه در مقابل سیاهان شاهد ضرب و شتم و رفتار خشن نیروهای پلیس هستیم


رویداد واکو
واقعه واکو و برخورد با فرقه دیویدیه(داوودیه) یکی از مشهورترین و بحث برانگیزترین وقایع تاریخ ایالات متحده است که عده ای معتقدند لکه ننگی در تاریخ حقوق بشر ایالات متحده آمریکا محسوب می گردد. در جریان این برخورد کمپی که اعضای این شاخه در آن پناه گرفته بودند آتش گرفت که در طول این آتش سوزی مأموران امنیتی آمریکا تنها شاهد سوختن افراد داخل خانه بودند و هیچ اقدامی در نجات این افراد ننمودند.

76 نفر در جریان این آتش سوزی کشته شدند. در بین کشته شدگان 20 نفر کودک و دو خانم باردار نیز حضور داشتند. دیوید کورش رهبر شاخه نیز به همراه همسرش در این اتش سوزی کشته شدند.


محوطه و پناهگاه شاخه دیویدیه در حال سوختن



 دیوید کورش به همراه همسر و دو فرزندش


در این عملیات و برای محاصره کمپ مونت کارمل از تانک و تسلیحات نظامی استفاده شد. برمبنای قانون اساسی آمریکا، استفاده از تسلیحات نظامی علیه شهروندان امریکایی خلاف قانون به شمار می آید.



تانک های استفاده شده توسط FBI در جریان حمله به کمپ


برخورد با فاتحان وال استریت
خواسته غالب فاتحان وال‌استریت رفع و برطرف نمودن نابرابری‌های اقتصادی، مبارزه با فرهنگ کاپیتالیسم(اقتصاد سرمایه داری) بود. اما شاهد بودیم که در کشور به اصطلاح مهد دموکراسی چگونه پلیس آمریکا با این معترضان برخورد خشونت آمیز نمود.


چند ماهی معترضان سیاست های اقتصادی دولت وال استریت را به صورت نمادین تصرف نمودند.



 استفاده گسترده پلیس آمریکا از گاز فلفل
منبع:مشرق نیوز


کلمات کلیدی : امریکا
خوشحالی امروز و عصبانیت دیروز
نوشته شده توسط ســرباز در ساعت 8:26 عصر

بسم الله الرحمن الرحیم

سال 1388 بعد از انتخابات ، امریکا و همدستانش مردم ایران را  به اغتشاش و آشوب دعوت می کردند و از هر گونه کمکی نیز دریغ نکردند.

امروز امریکای جنایتکار در پی پیروزی حسن روحانی در انتخابات:  «به رای مردم ایران احترام می‌گذاریم و بابت مشارکت سیاسی آنها در انتخابات تبریک می‌گوییم.»

چرا و به چه علت دشمن درجه یک ایران اسلامی پیام تبریک برای مردم ما فرستاده؟!

حتماً گمان کرده رئیس جمهور جدید و دولت جدید راه را بروی آنها باز خواهد کرد و دست از معیارهای انقلاب برخواهد داشت و همچون دوران خاتمی به بسیاری از اعتقادات و مقدسات انقلاب و مردم بی احترامی خواهد شد. آقای روحانی باید بسیار هوشیار و دوراندیش باشد تا خوشحالی دشمنان اسلام و قرآن به بار ننشیند و خون شهدا پایمال نشود.  باید به جهانیان ثابت شود که هر ایرانی تیری ست بر قلب دشمنان خدا.  خداوند فرموده که دشمنان را دوست خود نگیرید ؛ پس تا زمانی که دشمنان دست از دشمنی با ما برندارند نباید فکر کرد با تسلیم و سازش می شود از شر دشمنان در امان بود که اگر اینگونه بود حتماً خداوند حکیم در کتاب آسمانی ما و بوسیله رسول گرامی اسلامی این امر را یادآوری می کرد.

رئیس جمهور منتخب باید به خوشحالی امروز و عصبانیت دیروز دشمنان و منافقان بسیار بیاندیشد.





 
 

شارژ ایرانسل

فال حافظ

Free counter and web stats